لنگه کفش قرمز

450,000 ریال

موش کوچولو پشت سر لنگه‌کفش قرمز راه می‌رفت و می‌ترسید. آن‌ها رفتند و رفتند تا بالاخره به شهر رسیدند. یک گربه‌ی سیاه بزرگ جلوی دالان خانه‌ای حمام گرفته بود. گربه گفت: «باورکردنی نیست، یک موش کوچولو با پاهای خودش به طرفم می‌آید!» گربه‌ی سیاه، همانند گلوله، به‌سرعت به طرف موش کوچولو خیز برداشت.

 

معرفی صوتی کتاب «لنگه کفش قرمز» را بشنوید:

 

پخش‌کننده صوت

4 عدد در انبار

- +

4 عدد در انبار