توضیحات
داستان تصویری و جذاب «خرسی، برگرد خانه!» ماجرای دوستیها و دلبستگیهایی است که به مراقبت نیاز دارند؛ داستانی طنزآمیز دربارهی عشق و دوست داشتن که حتی بزرگترها را هم مجذوب خودش میکند!
روز آرامی بود و پسر کوچولو، مثل همیشه، در خانه تنها بود. او روی مبل نشسته بود و کتابی با عنوان «۱۰۱ فعالیت برای تنهایی انجام دادن» را میخواند که ناگهان سروکلهی خرسی بزرگی جلوی در خانه پیدا شد. پسر در را باز کرد و مؤدبانه به خرسی گفت که اجازه ندارد داخل خانه بیاید و از او خواست که به خانهاش برگردد. فقط همین! اما مثل اینکه خرسی گوشش بدهکار نبود. چون کمی بعد همراه دوستش فلامینگو، دوباره جلوی در ظاهر شد. تازه فلامینگو با منقارش گلهای صورتی زیبای توی گلدان کنار در را هم کنده بود و میخواست آنها را به پسرک بدهد. اینبار اخمهای پسرک توی هم رفت. گلها را از فلامینگو گرفت و به خرسی گفت که به خانهاش برگردد و دوستش فلامینگو را هم با خودش ببرد! حتی کمی بعد که دوباره سروکلهی خرسی پیدا شد، نوشتهای پشت در گذاشت و خودش هم قایم شد؛ بلکه خرسی دست از سرش بردارد. اما هر بار خرسی از راه تازهای وارد میشد. تا اینکه بالاخره کفر پسرک درآمد و از ته دل فریاد زد: «خرسی برگرد خانهی خودت!» و خرسی…
به نظر شما، خرسی برگشت خانهی خودش؟ و بعد از آن هم پسرک با خوبی و خوشی دوباره تنهایی روی مبل خانهشان نشست و کتاب خواند؟ یا اینکه دل پسرک برای خرسی حسابی تنگ شد؟
همراه با فرزندتان داستان «خرسی، برگرد خانه!» را بخوانید و به تصاویر جذاب کتاب نگاه کنید تا از ماجرای این قهر و آشتی سر در بیاورید.
از میان کتابهای تامی ساور عناوین زیر در ایران منتشر شده است:
هنوز بررسیای ثبت نشده است.