توضیحات
یکدفعه باد تندی وزید و تاج انار کوچولو را با خودش برد. انار کوچولو خیلی خجالت میکشید؛ چون همانوقت به جشن انارها زیر درخت دعوت بود. اما مگر تا به حال اناری بدون تاج به مهمانی رفته است؟ این شد که یواشکی قِل خود و رفت آن طرف درخت. حالا باید چهکار میکرد، یعنی دست روی دست میگذاشت تا مهمانی انارها تمام شود و او فقط غصه بخورد؟ فکری به سرش زد. راه افتاد و رفت تا تاج یکی را قرض بگیرد و بگذارد روی سرش. به نظر شما، آیا کسی حاضر میشود تاج خودش را به انار کوچولو قرض بدهد؟ شما اگر بودید این کار را میکردید؟ باید داستان «انار و قاصدک» را بخوانیم تا ببینیم ماجرا به کجا میرسد.
داستان «انار و قاصدک» ماجرای یافتن دوستی همراه و همدل است که سبب میشود حتی کاستیهایمان را هم بیشتر دوست داشته باشیم.
«قصه های جورواجور» مجموعهای ۱۰جلدی است که خواندنشان کودک را وارد دنیای خیالیاش میکند. به این ترتیب، کودک به اشیای دوروبرش جان میدهد، با آنها بازی میکند، حرف میزند و میخندد. در نهایت، علاقهمندی کودک به کتاب و کتابخوانی افزایش خواهد یافت.
مجموعهی «قصه های جورواجور» به نویسندگی طاهره خردور به نامهای زیر توسط نشر پیدایش به چاپ رسیده است:
علیرضا (خریدار محصول) –
این کتاب از نظر پند و ارزش خیلی پر مهتواست – اینکه مثل قاصدت که از سفر اومده به جای استراحت با انار میره مهمونی … من و پدر رو خیلی به وجد آورد !