توضیحات
رمان «ویلودین، نگهبان زمین» داستانی فانتزی دربارهی از دست دادن و مرگ، احساس تنهایی، امید و عشق به طبیعت و انسانهاست.
ویلودین در کنار پدر، مادر و برادر کوچکترش در دهکدهی پرشانس روزگار خوشی داشت. تا اینکه در یکی از روزهای ماه سپتامبر آتشسوزی بزرگی رخ داد. در آن روز، خانوادهی ویلودین و تعداد زیادی از مردم دهکده از بین رفتند. ویلودین نیز در آتشسوزی صدمه دید. اما با مراقبت دو تن از خانمهای همسایه، که سرپرستیاش را بر عهده گرفته بودند، بهبود پیدا کرد. در آن روزهای سخت، یک خرس مگسخوار همدم روز و شب دخترک بود. شاید بپرسید خرس مگسخوار دیگر چیست! این خرسهای کوچک با بالهای ظریفشان روی شاخههای بیدهای مجنون آبی زندگی میکردند و آوازی دلنشین داشتند. آنها مهمترین جاذبهی گردشگری دهکده بودند. اما در مقابل آنها، جیغزنها قرار میگرفتند؛ موجوداتی که در ظاهر هیچ ویژگی خوب و بهدردبخوری نداشتند و هروقت هم که از چیزی میترسیدند بلافاصله بوی وحشتناکی از خودشان ساطع میکردند! ویلودین اما آنها را هم دوست داشت. برای همین وقتی تعداد جیغزنها و خرسهای مگسخوار در دهکده کاهش یافت، به یک اندازه ناراحت شد. اما واقعاً چه اتفاقی در حال رخ دادن بود؟ انگار طبیعت میخواست چیزی به اهالی دهکده بگوید. آیا ویلودین میتوانست این صدا به گوش مردم برساند؟
نشر پرتقال از کاترین اپلگیت کتابهای زیر را منتشر کرده است:
- درخت آرزوها
- پاستیلهای بنفش
- ویلودین
هنوز بررسیای ثبت نشده است.